وقتی روایت‌ها رنگ می‌بازند... از موشک‌های بازدارنده تا نبرد واقعیت در فضای رسانه‌ای

جمعه 26 تير 1405
22:47
وقتی روایت‌ها رنگ می‌بازند... از موشک‌های بازدارنده تا نبرد واقعیت در فضای رسانه‌ای در جنگ‌های بزرگ، سرنوشت نبردها همیشه تنها با غرش توپ‌ها رقم نمی‌خورد؛ بلکه این نبردها پیش از آن، در عرصه‌هایی بسیار پنهان‌تر و تأثیرگذارتر آغاز می‌شوند و آن قلمروهای آگاهی و ادراک است.

العالمیمن

یک موشک ممکن است معادلات نظامی را دگرگون کند، اما روایت رسانه‌ای ممکن است در پی تغییر معنای آن موشک برآید و تفسیری از آن ارائه دهد که به نفع یک طرف و علیه طرف دیگر باشد.

جنگ مدرن از رویارویی میان ارتش‌ها و تجهیزات نظامی به مناقشه‌ای پیچیده تغییر یافته که در آن قدرت نظامی با قدرت نرم درهم‌می‌آمیزد؛ در این عرصه، اطلاعات به سلاح، تصویر به میدان نبرد و کلمه به ابزاری برای تقابل بدل می‌شود.

بدین ترتیب، حیاتی‌ترین پرسش در هر رویاروییِ بزرگ این است:

چه طرفی توانایی تفسیر آن رویداد را دارد؟ و چه طرفی پیش از سیطره بر جغرافیا، در سیطره بر ذهنِ مخاطبان موفق می‌شود؟

تاریخ نشان می‌دهد که امپراطوری‌ها تنها بر قدرت نظامی تکیه نمی‌کردند؛ بلکه گفتمانی می‌ساختند تا جنگ‌های خود را توجیه کنند، تصویری کلیشه‌ای از دشمنانشان ارائه دهند و افکار عمومی را متقاعد سازند که وقایع جاری، نه نبردی بر سر منافع و نفوذ، بلکه پیکاری میان خیر و شر است.

امروزه در بحبوحهٔ انقلاب رسانه‌ها و پلتفرم‌های دیجیتال، نبرد روایت‌ها به‌مراتب پیچیده‌تر شده است؛ جنگ دیگر صرفاً با شلیک گلوله آغاز نمی‌شود، بلکه گاهی با یک تیتر خبری، تصویری برش‌خورده یا اصطلاحی سیاسی کلید می‌خورد که پیش از آغاز هرگونه بحثی، حاوی حکمی ازپیش‌تعیین‌شده است.

رسانه... جبهه جنگی موازی

در هر رویارویی بزرگ بین‌المللی، نبرد دیگری در کنار نبرد نظامی پدیدار می‌شود و آن نبرد برای شکل‌دهی به آگاهی است.

طرف‌های درگیر فقط برای تحقق اهداف خود در میدان نبرد با یکدیگر رقابت نمی‌کنند، بلکه در پی شکل دهی به افکار عمومی نیز هستند؛ چرا که مشروعیت اقدام نظامی به توانایی هر یک از طرفین در ارائه روایت خود و متقاعد کردن دیگران نسبت به آن، مرتبط است.

مهمترین ابزارهای جنگ رسانه‌ای عبارتند از:

۱ - کنترل زاویه دید

رسانه نه فقط از طریق آنچه منتشر می‌کند، بلکه از راهِ آنچه برای نادیده گرفتن برمی‌گزیند، نحوه چیدمان رویدادها و اصطلاحات به‌کاررفته برای توصیف آن‌ها نیز عمل می‌کند.

بسته به اینکه کدام طرف روایت رسانه‌ای را شکل می‌دهد، یک اقدام نظامی ممکن است در یک چارچوب به عنوان «واکنشی تدافعی» اما در چارچوبی دیگر به عنوان «تشدید تنش» توصیف شود.

۲- جدا کردن رویدادها از ریشه‌هایشان

یکی از رایج‌ترین روش‌های انتشار اطلاعات نادرست، ارائه یک رویداد به‌ صورت مجزا از بافت تاریخی و سیاسی آن است؛ به‌گونه‌ای که آن اقدام، بدون اشاره به زنجیره وقایعِ پیشین، به شکلی جلوه داده شود که گویی صرفاً در همان لحظه پایانی شروع شده است.

در اینجا، بیننده با تصویری ناقص روبرو می‌شود، زیرا درکِ حال مستلزم دانستن گذشته است.

۳ - استانداردهای دوگانه (یک بام و دو هوا)

این وضعیت دوگانه زمانی پدید می‌آید که بسته به هویت کنشگر سیاسی، برای توصیف اقدامات مشابه، از تعابیر متفاوتی استفاده شود.

در چنین حالتی اقدامات نظامی یک طرف ممکن است تحت عنوان «حفاظت از منافع» جلوه داده شود، در حالی که اقدامات طرف دیگر «تهدیدی برای ثبات» توصیف می‌گردد؛ آن هم با وجود اینکه ماهیت این اقدامات مشابه یکدیگر است.

در اینجا اهمیت رسانه‌های انتقادی آشکار می‌شود؛ رسانه‌هایی که صرفاً به گزارش اخبار نمی‌پردازند، بلکه پیش‌زمینه، اهداف و چارچوب آن‌ها را نیز بررسی می‌کنند.

میان میدان نبرد و رسانه... واکاوی و نقد روایتِ هدف قرار دادن کشورهای همسایه

یکی از مهم ‌ترین روایت‌های تکرارشونده در برخی گفتمان‌های رسانه‌ای غرب، تصویرسازی از هرگونه اقدام نظامی ایران در منطقه به عنوان حرکتی علیه کشورهای همسایه است؛ تا رویارویی میان ایران و قدرت‌های نظامی خارجی به عنوان تقابل میان ایران و مردم منطقه تصویر سازی شود.

با این حال، بررسی دقیق ماهیت اهداف اعلام‌شده در چنین تقابل‌هایی، تفاوت بنیادینی را میان دو مفهوم آشکار می‌سازد.

اول: هدف قرار دادن دولت‌ها و ملت‌ها، که مستلزم هدایت عملیات علیه زیرساخت‌های غیرنظامی یا قلمروهای ملی دولت‌هاست.

وم: هدف قرار دادن پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی خارجی که در چارچوب سامانه‌های نظامی و عملیاتیِ در جنگ مورد استفاده قرار می‌گیرند.

دیدگاه ایران در خصوص واکنش نظامی، مبتنی بر این باور است که پایگاه‌های آمریکا در منطقه که برای انجام عملیات جنگی یا اعمال فشار نظامی علیه ایران مورد استفاده قرار می‌گیرند منشأ تهدید محسوب می‌شوند؛ لذا هدف قرار دادن آن‌ها در چارچوب بازدارندگی و دفاع مشروع و منطبق با تفسیر ایران از ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد است.

در مقابل، آمریکا و متحدانش بر این باورند که هرگونه هدف قرار دادن پایگاه‌های نظامی در قلمرو سایر کشورها، پیامدهایی برای امنیت آن دولت‌ها به همراه دارد؛ این دیدگاه جوهر اصلی اختلافات سیاسی و حقوقی پیرامون مرزهای دفاع از خود و ماهیت اهداف مشروع در درگیری های منطقه‌ای است.

با این حال، نکته قابل‌ توجه این است که برخی روایت‌های رسانه‌ای گاهی عامدانه میان کشور میزبانِ یک پایگاه نظامی و نیروی نظامیِ مستقر در آن پایگاه خلط مبحث می‌کنند؛ هدف از این کار، القای این تصور است که جنگ کشورهای منطقه را هدف قرار داده است، در حالی که علت اصلی جنگ حضور نظامی خارجی و شبکه‌های نفوذ راهبردی است.

در اینجا، اهمیت تمایز قائل شدن میان موقعیت جغرافیایی تأسیسات و کارکرد نظامی آن‌ها آشکار می‌شود.

پایگاه‌های آمریکا... پیام‌های بازدارندگیِ نهفته در پسِ اهداف نظامی

عملیات نظامی صرفاً حاوی اهداف مادی نیست، بلکه حاوی پیام‌های سیاسی و راهبردی نیز هست.

هدف قرار دادن یک پایگاه نظامی، صرفاً از منظر خسارت مستقیم نگریسته نمی‌شود، بلکه از دریچه پیام‌هایی نیز ارزیابی می‌شود که مجری قصد انتقال آن‌ها را دارد.

این پیام ها عبارتند از:

۱ - پیام بازدارندگی

به‌نمایش‌گذاشتن تواناییِ اقدام متقابل با هدف تغییر محاسبات طرف مقابل و جلوگیری از شکل‌گیری این باور در آن‌ها که طرف دیگر قادر به پاسخ‌گویی نیست.

۲ - آزمایش سیستم‌های دفاعی

در جنگ‌های مدرن، موشک‌ها و پهپادها، صرفنظر از میزان پیشرفت سیستم‌های دفاعی، قابلیت‌ها و ضعف های آنها را آشکار می‌کنند.

۳ - بازتعریف معادلات نفوذ

حضور پایگاه‌های نظامی خارجی در مناطق راهبردی بدین معناست که هرگونه رویارویی، با محاسبات گسترده منطقه‌ای و بین‌المللی مرتبط است.

۴ - جنگ روانی

هدف صرفاً تأسیسات نظامی نیست، بلکه تصویرِ قدرت، ابهت و تواناییِ کنترلِ اوضاع نیز هست.

حقوق بین‌الملل و مناقشه بر سر تفسیرها

ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد همچنان کانون اصلی بحث پیرامون مفهوم دفاع از خود است.

در حالی که ایران همچنان بر این باور است که مقابله با منابع تهدیدهای نظامی خارجی در چارچوب حق دفاع مشروع از خود است، واشنگتن و متحدانش معتقدند که گسترش مفهوم دفاع مشروع از خود به گونه‌ای که شامل حمله به پایگاه‌هایی در کشورهای ثالث شود، می‌تواند زمینه را برای تشدید جدی تنش‌ها فراهم کند.

این بحث آشکار می‌سازد که حقوق بین‌الملل در دوران منازعات بزرگ، نه صرفاً در چارچوب متون حقوقی، بلکه در چارچوب موازنه قدرت، سیاست و تفسیرهای طرف‌های درگیر عمل می‌کند.

عصرِ واقعیت های آشکار و پایانِ انحصار بر روایت

جنگ‌های مدرن نشان داده‌اند که کنترل اطلاعات دیگر در انحصارِ نهادهای رسانه‌ای بزرگ نیست.

ماهواره‌ها، تحلیل‌های دیجیتال، روزنامه‌نگاری تحقیقی و تعدد منابع اطلاعاتی، تداومِ هرگونه روایتی را بدون آنکه در بوته آزمایش قرار گیرند، دشوار ساخته‌اند.

درست است که عصر اطلاعاتِ آزاد به انتشار اطلاعات نادرست پایان نداده است، اما روند آشکار شدن تناقض‌ها را شتاب بخشیده و امکان مقایسه روایت‌های گوناگون را برای عموم فراهم کرده است.

دیگر واقعیت ضرورتا از یک دروازه واحد نمی‌گذرد و انحصار تصویر، دیگر مانند گذشته ، امکان‌پذیر نیست.

محاصره و فشار اقتصادی... نبردی دیگر در این منازعه

ایران تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی و دریایی را بخشی از راهبردی می داند که هدف از آن محاصره این کشور و تضعیف نفوذ سیاسی‌اش است در حالی که آمریکا این ابزارها را وسیله‌ای برای حفاظت از منافع خود و مهار توانمندی‌هایی می‌بیند که آن‌ها را تهدیدی برای امنیت منطقه تلقی می‌کند.

تجربیات تاریخی نشان می‌دهد که محاصره ابزاری پیچیده است؛ گرچه ممکن است موجب خسارات اقتصادی شود، اما می‌تواند ملت‌ها را نیز به طرف ایجاد جایگزین‌ها و تقویت خوداتکایی سوق دهد.

علاوه بر این، امنیت کریدورهای دریایی و منابع جهانی انرژی به عنصری بنیادین در معادلات نبرد تبدیل شده است، چرا که هرگونه اختلال در مناطق راهبردی، بر کل اقتصاد جهانی تأثیر می‌گذارد.

بخش پایانی: اندیشه میدان اول است

در عصر نبرد مدرن، دیگر جنگ صرفاً در میدان نبرد زمینی جریان ندارد؛ بلکه به نبردی بر سر معنا و تفسیر رویدادها نیز بدل شده است.

موشک‌ها در میدان نبرد زمینی می‌جنگند، اما رسانه‌ها در نبرد برای تسخیر اذهان می جنگند.

آنهایی که قادرند رویدادها را فراتر از هیاهو و تبلیغات بخوانند، می‌توانند تصویر کامل حوادث را ببینند.

خطرناک‌ترین عرصه‌های نبرد در دنیای امروز، صرفاً آسمان‌هایی نیستند که موشک‌ها از آن‌ها عبور می‌کنند، بلکه ذهن‌هایی هستند که اخبار را دریافت و تفسیر می‌کنند.

در این چارچوب، ادعاهای مطرح‌شده از سوی برخی رسانه‌های غربی مبنی بر اینکه ایران کشورهای همسایه را هدف قرار می‌دهد، در قالب روایتی بیان می‌شود که نیازمند بررسی دقیق است؛ حال آنکه موضع ایران تأکید دارد عملیات نظامی‌اش تنها پایگاه‌ها و تأسیسات نظامی آمریکا را که تهدیدی مستقیم محسوب می‌شوند هدف قرار می‌دهد، نه دولت‌ها یا مردم کشورهای همسایه را.

میان هدف قرار دادن یک دولت مستقل و هدف قرار دادن تأسیسات نظامی خارجی که بر پایه تدابیر امنیتی و نظامی در قلمرو کشورهای دیگر مستقر هستند، تفاوت بنیادینی وجود دارد.

لذا نبرد روایت‌ها اهمیتی کمتر از نبرد میدانی ندارد؛ چرا که نحوه توصیف هدف می‌تواند به ابزاری برای تغییر تصویر نبرد، پیش از آن که واقعیت به افکار عمومی برسد، بدل شود.

در عصری که ذهن‌ها پیش از میدان نبرد تسخیر می‌شوند، واقعیت به عرصه‌ی نبرد و آگاهی به منبع قدرت بدل می‌گردد؛ لذا، توانایی تمایز میان واقعیت و تصویر سازی، به خط مقدم دفاع در برابر طوفان روایت‌ها تبدیل می‌شود.

جنگ‌ها ممکن است با آتش‌بس پایان یابند، اما نبرد برای آگاهی در حافظه ملت‌ها همچنان ادامه دارد.

نوشته: عدنان عبدالله الجنید، دبیرکل «مجمع مقاومت و نویسندگان آزاده».

0% ...

آخرین اخبار

انفجار دو فروند کشتی نفتکش با عبور از مسیر مین گذاری شده تنگه هرمز


موگرینی: ترامپ باید در مذاکرات با ایران رویکردی منطقی اتخاذ کند


سخنگوی سازمان ملل درباره تجاوز به ایران: حملات به زیرساخت‌های غیرنظامی را محکوم می‌کنیم


وقتی روایت‌ها رنگ می‌بازند... از موشک‌های بازدارنده تا نبرد واقعیت در فضای رسانه‌ای


چرا اسلام به گونه‌ای داوری می‌شود که دیگر ادیان چنین داوری نمی‌شوند؟


شروط ایران بازارهای انرژی را به لرزه درآورد؛ واشنگتن گرفتار پیامدهای بحران خودساخته


هشدار شدیداللحن وزیر دفاع یمن به عربستان


حمله پهپادی به مقر گروه‌های تجزیه طلب در سلیمانیه عراق + فیلم


هشدار جدی نهادهای امدادی درباره شیوع بیماری‌های پوستی در سایه بحران آب در غزه


«باب المندب»؛ اهرم بازدارنده راهبردی